چه احسا س خوبیست شاد مانی تو..........
همه حد س میزنند که نامه برای تو می نویسم می گویند شیدا چقد رعین هم می نویسی .؟ لحنی لهجه ای دلیلی لا اقل عوض کن .بگذار ندا نند ....برای عوض لحن ورنگ چشم وبغضی شعر واشک های که مثل مه روی نامه می غلطند باید معشوق را عوض کرد ...دلم می خواهد قسمی که به گوش تمام شان برسد فریاد بزنم اورا نه عوض می کنم ونه عوض می شود .پس داستان هم چنان ادامه دارند.....وحالا دلم برای خودم برای همه نجوا هایم تنگ شده است حالا فقط دوست دارم بعضی وقت ها اگر خلوتی باشد اگر رمقی مانده باشد بنشینم همین رقم خیالم را رها کنم که دامن تورا بگیرد مگربا خود ت به اسمانم ببری ...مگر بخت هم صحبتی باتو بصیبم شود میدانی که فراوانی خوابت را می بینم .......... اما حکایت من خیلی کهنه تر ازاین هاست خودت میدانی که این روزها اشفته ام میدانی که چگونه اواره شدم ...امروز داشتم صدایت گوش میدادم دلم پرکشید برای دیدنت ..چراغ خانه روشن بود صدای خنده هایت می امد ...چه احساس خوبیست شاد مانی تو..........
صدای تورا لا به لای حنجره <شجریان >می شنوم با زخمهای حنجره اش که درگلنار گل می کند .صدای نفس هایت را میان تک تک نت های معروفی حس میکنم وقتی برای نواختن الهه ناز گلا یه هارا نوازش می دهد .صدایت را میان وزشباد می بینم وصدای ها یده همچو نسیم جاری می شود برگیسویت .<وقتی عاشق شوی راز دلت گفته نتا نی چه قدر سخته خدایا چه قدر سخته خدایا > تورا میان صدای گرم < امرجان صبوری > جستجو میکنم وقتی که می خواند < نه ان سایه ی سردی که گل شبنم بیگیرد نه ان اعوش گرمی که ادم دم بیگیرد >
ان وقت موسقی پنهان از میان ابر ها فواره می زند بلند ترین اسمان هم گام با دل من صدای علی رضا افتخاری است <دوست دارم که دستهای تورا داشته باشم ..تاتما م خوبی های تورا داشته باشم ..................>توباور کن لیلا این روزها دلم برای تو پر میزند .؟ درستش این است که پرپر می زند فردا شاید روزی دیگری باشد اما یقین دارم اگر تو باشی بهار پشت پیرا هنت اجازه امدن پائیز را در هیچ فردای نخواهد داد..........همین